عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
775
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
قضا و قدر الهى بر كنارهگيرى پيشى مى گيرد . 12 نزول القدر يعمى البصر : فرود آمدن قدر نور ديده را مى برد و نابينا مى سازد . 13 نزهّ نفسك عن كلّ دنيّة و ان ساقتك الى الرّغائب : نفس خويش را از زشتيها و پاكيزه ساز اگر چه آن نفس تو را بسوى چيزهائى كه مورد ميل و رغبت است بكشاند ( و انسان نبايد در ره بدست آوردن چيزهاى مرغوب هم تن بخوارى بدهد ) . 14 نكير الجواب من نكير الخطاب : بد جواب شنيدن از بد خطاب كردن بر مى خيزد . 15 نظر النّفس للنّفس العناية بصلاح النّفس : اين كه انسان نفس خويش را بنگرد او را بصلاح آن نفس متوجهّ مى سازد ( و در صدد بر مى آيد كه آن آئينهء را صيقل دهد ) . 16 نال الفوز الأكبر من ظفر بمعرفة النّفس . آنكه بشناختن نفس دست يابد به پيروزى بزرگى رسيده است . 17 نصحك بين الملأ تقريع : اين كه در بين مردم كسى را پند دهى اين نكوهش است نه پند . 18 نكد الدّين الطّمع و صلاحه الورع : آلودگى و تنگ گرفتن دين بر انسان از طمع و اصلاح كنندهء آن پارسائى و ورع است . 19 نصف العاقل احتمال و نصفه تغافل : خردمند نصفش بردبارى و نيم ديگرش عفو و اغماض است . 20 نحن اقمنا عمود الحقّ و هزمنا جيوش الباطل : مائيم كه ستون حق را بر پا داشتيم و سپاهيان كفر و باطل را نابود كرديم . 21 نزّهوا انفسكم عن دنس اللّذات و تبعات الشّهوات : نفوس خويش را از آلودگى لذّتها و گرفتارى شهوتها پاكيزه و رها سازيد . 22 نزّهوا اديانكم عن الشّبهات و صونوا انفسكم عن مواقف الرّيب الموبقات : دينهاى خويش را از شبههها پاك سازيد و آنها را از جايگاهاى شكّ كه گرفتار كنندهاند نگهداريد . 23 نظر البصر لا يجدي اذا عميت البصيرة : وقتى كه ديدهء بينش كور باشد ديدن چشم سودى ندهد . 24 ندم القلب يكفّر الذّنب و يمحّص الجريرة پشيمانى دل گناه را جبران مىكند و جرمها را درهم مى شكند . 25 نعوذ باللهّ من المطامع الدّنيّة و الهمم الغير المرضيّة : پناه بر خدا از طمعهاى خوار